تحولات منطقه

یک سال گذشته برای سینمای ایران، سال متفاوتی بود و با موقعیتی روبه‌رو شد که برای چندین دهه تجربه‌اش نکرده بود. جنگ ۱۲روزه خیلی زود تبدیل به سوژه سینما شد.

مروری بر تولیدات سینمایی یک سال اخیر در حوزه مقاومت به بهانه آغاز هفته دفاع مقدس/ آزمون تازه سینمای ایران در روایت جنگ معاصر
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

یک سال گذشته برای سینمای ایران، سال متفاوتی بود و با موقعیتی روبه‌رو شد که برای چندین دهه تجربه‌اش نکرده بود. جنگ ۱۲روزه خیلی زود تبدیل به سوژه سینما شد، در واقع جنگ هنوز تمام نشده بود که دوربین‌ها روشن شدند و فاصله میان واقعه و روایت سینمایی را به چند هفته کاهش دادند. اما نخستین واکنش‌ها از سینمای مستند آمد؛ مستندسازانی که زمان را از دست ندادند و با واکنشی سریع، آن چیزی که در مقابل دوربینشان اتفاق می‌افتاد را ثبت کردند. کمی بعد، سینمای داستانی وارد میدان شد و پروژه‌هایی برای تبدیل جنگ به قصه شکل گرفتند و با وقوع جنگ رمضان در اسفند ۱۴۰۴، تجربه قبلی این ‌بار در شرایطی تازه تکرار شد.
حالا در آغاز هفته دفاع مقدس، مرور این یک سال شاید بیش از آنکه گزارشی از عملکرد مستندسازان و فیلمسازان باشد، تصویری از تغییر رابطه سینمای ایران با جنگ معاصر را پیش رو قرار می‎دهد؛ رابطه‌ای که در آن دوربین پابه‌پای جنگ به میدان آمد و فاصله‌اش را با واقعه کم کرد.

روایت جنگ از دل جنگ

جنگ برای سینما همیشه به عنوان یک سوژه بزرگ مطرح بوده است؛ در سینمای ما که حتی منجر به خلق یک ژانر بومی هم شد و فیلم‌های بسیاری از بطن دوران دفاع مقدس تا چند دهه پس از آن که جامعه همچنان متأثر از بقایای جنگ بود، ساخته شد. در این میان سینمای دفاع مقدس یک رسالت بزرگ‌تر هم برای خود تعریف کرده بود؛ شکل‌دهی یک روایت رسمی از جنگ هشت ساله برای نسل‌های آینده و بازخوانی وقایع تاریخی و شرح مقاطع مهم جنگ و همچنین معرفی سرداران شهید؛ از چهره‌های شاخص تا گمنام.
اما جنگ‌های اخیر موقعیت متفاوتی ایجاد کردند. این بار بخش بزرگی از جامعه تقریباً همزمان با وقوع حادثه، از طریق رسانه و شبکه‌های اجتماعی با تصاویر جنگ روبه‌رو شدند. از دوربین حرفه‌ای مستندسازان گرفته تا تلفن همراه شهروندانی که لحظه وقوع حمله، تخریب ساختمان‌ها یا واکنش مردم را ثبت می‌کردند سینما را با شرایطی روبه‌رو کرد که دیگر مسئله‌اش ثبت نشدن تصاویر جنگ نبود؛ بلکه مسئله اصلی شیوه روایت‌گری و موفقیت در خلق و ماندگاری یک اثر بود. به همین جهت جنگ ۱۲روزه را می‌توان نخستین تجربه سینما از مواجهه با چنین حجم و سرعتی از اطلاعات و تصاویر جنگی دانست. با این حال دست بالای ثبت این وقایع با مستندسازان بود و این جنگ خیلی زود به سوژه‌ای برای تولید مستند تبدیل شد. آثاری همچون «کوچه دوست»، «نام جاوید وطن»، «بازخوانی یک مواجهه»، «تا قبل از نتانیاهو، من آشغال‌ترین آدم دنیا بودم!»، «حالا منم از جنگ قصه دارم»، «دوربین‌های خاموش»، «راش»، «روزی روزگاری تابستان»، «زخم و آینه»، «ساختمان شیشه‌ای»، «سرخ‌پوش»، «کد ۷۰۰» و... در بحبوحه جنگ ساخته شدند و سال گذشته راه خود را به جشنواره مستند «سینماحقیقت» باز کردند. محمد حمیدی‌مقدم، مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، در توضیح سیاست این مرکز در جنگ ۱۲روزه می‌گوید: آن‌ها به این نتیجه رسیدند که اگر فیلمسازی دو سال بعد به‌سراغ واقعه برود، بخشی از حقیقت را از دست خواهد داد. به همین دلیل، مرکز تولیدات کوتاه و سریع را تعریف کرد و به فیلمسازان پیشنهاد داد به جای ساخت فیلم‌های ۳۰ یا ۴۰ دقیقه‌ای، آثار ۱۰ تا حداکثر ۱۵ دقیقه‌ای تولید کنند. این توضیح، شاید کلید فهم اتفاقی باشد که در سینمای مستند افتاد و منجر به تولید فیلم‌های بسیاری شد. فیلمساز می‌توانست صبر کند، با تحقیق و جمع‌آوری آرشیو، سال‌ها بعد فیلمی درباره جنگ بسازد یا در همان روزها دوربینش را روشن کند و بخشی از چیزی را ثبت کند که ممکن بود دیگر قابل بازسازی نباشد. در نتیجه، نخستین محصول جدی سینمای جنگ ۱۲روزه را باید در سینمای مستند و فیلم کوتاه جست‌وجو کرد؛ سینمایی که خیلی زودتر از سینمای داستانی توانست خودش را با سرعت واقعه هماهنگ کند.

وقتی جنگ به قصه تبدیل می‌شود

در همین فاصله و چند هفته پس از جنگ، نهادهای سینمایی همچون مؤسسه تصویر شهر و بنیاد سینمایی فارابی نیز تلاش کردند مسیر ورود جنگ ۱۲روزه به سینمای داستانی را باز کنند. نمونه آن فراخوان فارابی برای ساخت فیلم با موضوع جنگ ۱۲روزه بود که اواخر تیر سال گذشته منتشر شد و حاصل این فراخوان، ثبت ۹۵ طرح و فیلم‌نامه بود که در نهایت ۱۰طرح و فیلم‌نامه از مجموع آن‌ها انتخاب شدند.
سال گذشته چهار فیلم با محوریت جنگ ۱۲روزه تولید شدند که نخستین پروژه‌ مهم این مسیر، «نیم‌شب» محمدحسین مهدویان بود که براساس یک اتفاق واقعی در جنگ ۱۲روزه جلو دوربین رفت؛ پس از آن چندین اثر دیگر همچون «قمارباز» با داستانی درباره جنگ سایبری و امنیتی در کنار فیلم‌های «سقف» و «کافه سلطان» با محوریت جنگ ساخته شدند و در جشنواره فجر۴۴ به نمایش درآمدند. این فیلم‌ها در نهایت نتوانستند آن‌ طور که باید به روایتی جذاب و ماندگار از این جنگ تازه تبدیل شوند. اما اینکه چرا سینمای بلند نتوانست آن طور که باید مؤثر باشد دلایل مختلفی دارد. طبیعتاً روایت یک واقعه مهم در بطن روزهایی که جامعه هنوز با آن درگیر است یک چالش بزرگ پیش روی فیلمسازان می‌گذاشت؛ از ضعف‌های فیلم‌نامه در نتیجه فاصله اندک میان واقعه و تولید تا تمرکز بیش از حد به بازسازی واقعه و... به همین دلیل این مسئله را می‌توان یکی از دشوارترین بخش‌های مواجهه سینمای داستانی با جنگ‌های اخیر دانست.

تجربه اول در میدان دوم جنگ

با آغاز جنگ رمضان در اسفند ۱۴۰۴ سینما بار دیگر با یک واقعه زنده مواجه شد. مرکز گسترش سینمای مستند از همان فروردین ۱۴۰۵ از آغاز پژوهش و پیش‌تولید چند مستند با موضوعاتی مانند موشکباران، کودکان میناب و جنگ شهری خبر داد و در ادامه، حمیدی‌مقدم از ۳۰ پروژه مستند با موضوع جنگ رمضان گفت. به این ترتیب، دوربین‌هایی که در جنگ اول به سرعت خودشان را به میدان رسانده بودند، این بار با تجربه قبلی وارد جنگ دوم شدند و مستندها یکی پس از دیگری ساخته شدند. از سوی دیگر این بار سینمای داستانی نیز جدی‌تر وارد این حوزه شد و مسیرهای تازه‌ای برای ورود جنگ به قصه پیدا کرد. یکی از نمونه‌ها، فراخوان فارابی برای نگارش فیلم‌نامه «مدرسه‌ای که می‌رفتم» بود؛ طرحی که به دانش‌آموزان شهید جنگ رمضان، به‌ویژه دانش‌آموزان شهید میناب، توجه داشت و تلاش می‌کرد از یک واقعه جمعی، داستان‌هایی درباره کودکان استخراج کند. همچنین جشنواره فیلم کوتاه، جشنواره مستند سینماحقیقت و جشنواره کودک نیز امسال میزبان چند اثر با محوریت جنگ رمضان هستند و به نظر می‌رسد این آثار نسبت به سال گذشته، حضور محسوس‌تری در رویدادهای سینمایی پیش‌ رو داشته باشند. بنا به گفته فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، آثار متعددی با موضوع جنگ رمضان در دست تولید هستند و بسیاری از آن‌ها در جشنواره فیلم فجر امسال رونمایی خواهند شد. همزمان پروژه‌های دیگری نیز در سینما و جشنواره‌های مختلف در حال شکل‌گیری‌اند و به گفته مدیران سینمایی، آثار متعددی با این موضوع در حال ساخت هستند.

از ثبت واقعه تا شکل‌گیری حافظه تاریخی

اگر سیر اتفاق‌های یک سال گذشته از تولید تا پخش را کنار هم بگذاریم، سینما به‌ویژه در حوزه مستند و فیلم کوتاه توانسته بخشی از روایت رسمی را نمایندگی کند و خوانش قابل قبولی از روزهای جنگ داشته باشد. اما آنچه این یک سال را برای سینمای ایران متفاوت می‌کند، صرفاً تعداد فیلم‌ها نیست. پشت این اعداد، اتفاق مهم‌تری وجود دارد و آن هم اینکه جنگ معاصر خیلی سریع وارد چرخه تولید تصویر شده؛ این بار سینما منتظر نمانده تا خاطرات جنگ تبدیل به تاریخ شوند و بسیاری از فیلمسازان در همان روزهای واقعه دوربینشان را روشن کردند تا وقایع را مستندسازی و یا آن را به قصه‌ای تبدیل کنند. به همین دلیل شاید بهترین توصیف برای یک سال گذشته، نه کارنامه سینمای جنگ که آغاز شکل‌گیری حافظه تصویری دو جنگ معاصر باشد. اما نکته مهم اینجاست که از میان این حجم تصویر و روایت، کدام آثار در نهایت می‌توانند از ثبت یک واقعه عبور کنند و به بخشی از حافظه سینمایی یک نسل تبدیل شوند. سینمای ایران در طول چند دهه اخیر، با ساخت آثار شاخص در حوزه دفاع مقدس، بخشی از حافظه تاریخی جنگ را شکل داده است. حالا باید دید در این فصل تازه از سینمای مقاومت و دفاع مقدس، بار دیگر فیلم‌هایی ماندگار ساخته خواهند شد که بتوانند یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران را به شایستگی روایت کنند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha